Author Archives

بیاد استاد پرویز مشکاتیان

چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۹
/ / /
Comments Closed

سالروز درگذشت استاد پرویز مشکاتیان رو گرامی میدارم. میدونید من بی نهایت به این هنرمند علاقه مند ام و زیباترین کارهایی که شنیدم ساخته ایشون بوده. به چهارمضراب (آهنگ هجدهم) آلبوم “لحظه دیدار نزدیک است” گوش کنید ببینید چه چهارمضرابی ایشون ساختند.

متن زیر رو به نقل از بی بی سی آوردم :

http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/09/100921_l11_meshkatian_anniversary.shtml

پایان شهریورماه امسال نخستین سالگرد پایان زندگی نوازنده سنتور و آهنگساز خوش قریحه، پرویز مشکاتیان است

او اگر چه در سال‌های پیش از انقلاب رشد و پرورش یافته ولی به نسل موسیقیدانان جوان زمان انقلاب و پس از آن تعلق دارد، موسیقیدانانی که بر خلاف گمان رایج و آرزوی نظام تازه، به بند تعصبات سنتی در نیامدند و در حد مقدور و امکان کوشیدند تا جلوه‌های تازه‌ای به موسیقی ببخشند و در عین پایبندی به اصالت‌های بومی، فرم‌های کمابیش نوآورانه‌ای برای بیان هنری خود پیدا کنند.

این کوشش مستمر هم در شیوه نواختن آن‌ها باز می‌تابید و هم در آن چه که می‌آفریدند. در سال‌های اول چاره‌ای جز آن نداشتند که به اقتضای زمان سرودهای به اصطلاح انقلابی بسازند. سرودهایی که البته تاریخ مصرف داشت ولی به هر حال آهنگسازان جوان را در عرصه نگاه می‌داشت.

تب انقلابی که فرو کش کرد، اینان نیز با احتیاط محدوده کار را وسعت دادند و به ساختن آهنگ روی مجموعه‌های شعر کلاسیک، به ویژه بخش عرفانی آن پرداختند. از سوی دیگر رفته رفته ریتم‌های برانگیزاننده‌ای را که ظاهرا غیر مجاز به شمار می‌آمد به کار گرفتند و از ترکیب آن‌ها با موضوعات عرفانی تحرکی در موسیقی سنتی به وجود آوردند.

با گذشت زمان باز هم دریچه‌ها گشوده‌تر شد و آهنگسازان به شعر نو نیز روی آوردند و طبعا گزیری نداشتند که موسیقی خود را با تم‌ها و شیوه‌های نوآورانه شعر نو هماهنگ سازند.

همه این کوشش‌ها سبب شد که موسیقی سنتی که می‌رفت به رکود مطلق برسد، نشاط و سر زندگی تازه‌ای به دست بیاورد. مشکاتیان از زمره کسانی بود که مجدانه از هر فرصتی برای هموار کردن راه آینده بهره می‌گرفت.

پرویز مشکاتیان در سال ۱۳۳۴ در شهر نیشابور زاده شده و از شش سالگی نواختن سنتور را نزد پدر آغاز کرده است. از هشت سالگی دست به نواختن پیدا کرده و در جشن‌های مدرسه‌ای و پس از آن در اردوگاه‌های تحصیلی رامسر…. هرجا توانسته، مهارت‌های خود را در سنتور نوازی نشان داده است. او پس از پایان بردن تحصیلات دبیرستانی، پای در بخش موسیقی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران نهاده و به طور جدی به فراگیری موسیقی سنتی پرداخته است.

در آغاز ردیف میرزا عبدالله را نزد نورعلی خان برومند آموخته و هم زمان از دانش و تجربه استادان دیگری چون عبدالله دوامی، سعید هرمزی، یوسف فروتن و محمد تقی مسعودیه بهره برده و سرانجام در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی ایران به کار تدریس مشغول شده است.

پیوند سوز و شور

مشکاتیان همراه با حسین علیزاده و محمدرضا لطفی گروه عارف و شیدا را بنا گذاشتند

پرویز مشکاتیان همراه با حسین علیِزاده، در سال ۱۳۵۴، یعنی یک سال پس از بنیاد گروه شیدا از سوی محمدرضا لطفی، گروه دیگری را به نام عارف پدید آورد.

این سه در سال۱۳۵۶ گروه‌های خود یعنی شیدا و عارف را در یکدیگر ادغام کرده و گروه بزرگ‌تر ” چاووش” را به وجود آورده‌اند. چاووش که از همکاری و مشاوره هوشنگ ابتهاج شاعر معروف نیز برخوردار بوده، چهار سالی دوام آورد. ولی بعد در برابر دشواری‌ها از پای در آمد.

مشکاتیان با این همه از پای ننشسته و از نو به گروه عارف سر و سامانی داد و با آن گشت و گذار هنری خود را در برونمرز با همکاری خوانندگان شهره‌ای چون محمدرضا شجریان و شهرام ناظری آغاز کرد.

او در میان جمع شنوندگان برونمرزی نیز به عنوان نوازنده و آهنگسازی پر جاذبه شهرت یافته است. از میان آفریده‌های مشکاتیان می‌توان از جمله از شورانگیز، آستان جانان، کرد بیات، دل‌انگیزان، گلنوش، صبح است ساقیا، افسرده حال، مقام صبر و “یاد باد” یاد کرد.

او قطعات ضربی و چهار مضراب‌های سخت برانگیزاننده‌ای نیز آفریده که چهار مضراب در بیداد همایون برای سنتور و ارکستر در صدر آن‌ها نشسته است.

مشکاتیان در پیوند “سوز درون” با “شور برون” توانایی غریبی دارد. به نیروی شور، سوز درون را به مخاطبان منتقل می‌کند. هیچ نواخته او نیست که از این سوز و شور برانگیزاننده خالی باشد. چهار مضراب بیداد او با آن مضراب‌های چالاک مصداق برجسته این توصیف است.

پیوند باشعر نو

بسیاری از محبوب ترین تصنیف های محمدرضا شجریان را مشکاتیان ساخته است

در یکی از گشت و گذارهای هنری گروه عارف در اروپا، در سال ۱۳۷۲، با پرویز مشکاتیان به گفت و گو نشستم و پیش از هر چیز از او درباره موسیقی پس از انقلاب پرسیدم و او با احتیاط پاسخ داد:

“موسیقی بعد از انقلاب چند تموج داشته. سال‌های اول انقلاب، مورد قهر قرار گرفته بود. سازها را شکستند، یک مقدار بی مهری کردند… بعد یک دوره ایستا را طی کرد و بعد که این موج‌ها خوابید باید بگویم که توجه به موسیقی به حد مطلوب در آمد. از آن جا که هیچ وقت با یک نگاه معقول و مطلوب به موسیقی نگاه نشده، حرکت آن قائم به ذات شده است.”

“به هر حال نتیجه آن سال‌های فترت این شده که توجه به همه ارکان موسیقی بیشتر شده است….. هنرستان‌ها داوطلب بسیار پیدا کرده و کلاس‌های خصوصی هم همینطور. تا آن جا که شاگردان بی ساز می‌مانند!… الان طبق آماری که خودمان تهیه کرده‌ایم تنها تهران بیش از یکصد و پنجاه هزار هنر جوی موسیقی دارد، اصفهان نزدیک به پانزده هزار نفر…یکی از عوامل شدت یافتن این علاقه، همان رفتارهای نفی کننده سال‌های اول انقلاب است. بعد هم چون بچه‌ها هیچ امکان تفریحی ندارند، بهتر می‌دانند که در خانه بنشینند و سازی بزنند.”

“از سوی دیگر چون هیچ وقت نوازنده‌های مطلوب خود را در رادیو تلویزیون پیدا نمی‌کنند، مجبور می‌شوند بروند در گوشه خانه‌ای نوار آن‌ها را گوش کنند و طبعا آن‌ها را با دقت بیشتری گوش می‌کنند….”

از آنجا که پرویز مشکاتیان برای اجرای ارکسترهای بزرگ نیز موسیقی نوشته است از او درباره سازآرائی‌های ترکیبی (میان سازهای ملی و بین‌المللی) پرسیدم:

او در پاسخ گفت: “ساز یک وسیله است و هدف نیست. شما اگر پیام یا احساسی را که دارید به وسیله مثلا ترومبون بتوانید راحت‌تر بیان کنید، در استفاده از آن اصلا مسئله‌ای پیش نمی‌آید. و به جایی بر نمی‌خورد. فقط باید نتیجه کار زیبا باشد. اشکال کار در این است که بعضی از بچه‌ها برای آن که فقط نوآوری کرده باشند، شکل را به هم می‌‌ریزند و به محتوا کاری ندارند. ولی اگر محتوائی غنی در کار باشد، با همان شکل دلپذیری که مورد نظر شماست، همان چیزی می‌شود که همه به دنبالش هستیم.”

مشکاتیان: من فکر می‌کنم موسیقی سنتی ایران بالقوه توانایی کار روی شعر نو را دارد

“مثلا من خودم با ” ویولن” مسئله‌ای ندارم… ولی اگر در همین گروه عارف ما یکی دو تا ویولن هم باشد، لهجه‌اش کاملا مشخص می‌شود. مگر این که کار آرانژه و آرمونیزه شده باشد و بیست تا ویولن در اجرای آن شرکت داشته باشند. بعد هم این بیست تا ویولن، چهار تا ویولن سل و دوتا کنتر باس می‌خواهد که مجموعه را کامل کند. در حالی که اگر ما فقط دو تا ویولن تنها را در میان سازهای ملی بگذاریم، به همان ویولن بی حرمتی کرده‌ایم….”

پرویز مشکاتیان بر روی شعر شاعران نوگرا چون نیما، سایه، اخوان، سپهری و مشیری نیز آهنگ ساخته است.

آخرین پرسشم از او درباره همین پیوند موسیقی سنتی با شعر امروز ایران بود:

” من فکر می‌کنم موسیقی سنتی ایران بالقوه توانایی کار روی شعر نو را دارد. ولی در این مورد باید بگویم که همان طور که شکل شعر امروز ما با غزلیات کهن متفاوت است، شکل موسیقی پیوندی با آن نیز باید متفاوت از پیوند‌های پیشین باشد، البته شکل نه محتوا. چون شعر نو، شیوه بیان متناسب با خودش را می‌خواهد…”

پرویز مشکاتیان با کار روی شعر ” قاصدک” از مهدی اخوان ثالث، یکی از بهترین نمونه‌های پیوند موسیقی سنتی و شعر نو را پدید آورده است.

شوربختانه فضای بسته پس از انقلاب، به ویژه تشدید محدودیت‌های فرهنگی در سال‌های اخیر پرویز مشکاتیان را نیز به سر خوردگی‌های مرگ‌آور دچار کرد و او در سی‌ام شهریور ماه سال ۱۳۸۸ در سن پنجاه و چهار سالگی در تهران درگذشت.

Read More

این رومی دیوانه است …

سه شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۸۹
/ / /
Comments Closed

بقول عادل فردوسی پور این رومی رو ببینید که چه میکنه !!!

نه فقط تو های فای بلکه تو هر شاخه ای حد حرفه ای اش جذابه ، اون وسطا چرخیدن جذابیتی نداره.

این لینک رو ببینید که رومی چگونه این هورن رو ساخته و داره تو اتاقش Setup میکنه :

http://www.goodsoundclub.com/Forums/ShowPost.aspx?PageIndex=16&postID=14516

برام جالبه این آدم با این سن و سال چه عشقی به های فای داره ، من واقعا این آدم رو تحسین میکنم بخاطر اون همه وقت و انرژی ای که داره میگذاره و البته مهم اینه که میفهمه داره چکار میکنه و به کجا میره.

راستی متن زیر رو جادی برام فرستاده که من هنوز درست نخوندمش ، کمی انگلیسی اش واسه من سنگینه، شما ببینید چی میگه :

Professor of music pushes ‘blasphemous’ idea of concerts where people can talk or walk out in middle of a movement
One of Britain’s leading composers is calling on fellow classical musicians to abandon the stuffy conventions that surround the concert hall and to adopt new and “blasphemous” ideas, such as amplifying the sound.
Jonathan Harvey, whose piece Dum transisset sabbatum was featured in yesterday’s BBC Proms matinée performance, is concerned that British youth are alienated by the traditions that still dictate that classical music should be played to rows of silent, seated listeners.
“Young people don’t like concert halls… and wouldn’t normally go to one except for amplified music,” he says in a radio interview to be broadcast today. “There is a big divide between amplified and non-amplified music. The future must bring things that are considered blasphemous, like amplifying classical music in an atmosphere where people can come and go, and even perhaps… and certainly leave in the middle of a movement if they feel like it.”
Harvey, 71, is one of the senior figures of classical music in Britain. A visiting professor of music at Oxford University and at Imperial College London, he has composed four string quartets, three operas and choral and orchestral works, including his Passion and Resurrection, the subject of a BBC television film. This weekend he voiced fears that if orchestras and conductors hang on to the orthodox method of performance they will end up playing to empty halls.
“Nobody should be deprived of classical music, least of all by silly conventions,” he said.
But Harvey’s views run against those of many evangelists for the timeless appeal of classical music. Julian Lloyd Webber, the cellist and brother of Andrew, is happy to popularise works normally regarded as “classical”, but believes that to routinely amplify the sound of orchestral instruments or to allow audiences to move around would be to attack a central part of the experience.
“Tinkering around with classical music in this way is not going to do what Jonathan hopes it will,” he said. “Of course I have played amplified music in concert myself, and the problem is that you are no longer in control. Even if you go through it all with the sound technicians in rehearsal, in concert you don’t really know what the audience is hearing and this takes control of the performance away from the performer.”
Innovative projects that have brought classical music into unlikely environments, such as those championed by John Berry at the English National Opera, are much more viable, Lloyd Webber believes. Berry’s company has collaborated on unconventional work with the Young Vic theatre in London, and this summer, in partnership with the avant garde theatre group Punchdrunk, the ENO took a production of The Duchess of Malfi into a London warehouse.
Lloyd Webber is happy to see music played outside old-fashioned concert halls. “They have done some experiments with playing it in nightclubs, and I think that can work very well,” he said. “You can pick up an idea of the music while you’re walking around and I think that does introduce it to a new audience. But if you were to allow people to come and go in a concert hall, you would change the nature of the whole experience.” Harvey, Lloyd Webber believes, would be throwing the baby out with the bathwater if sound systems were regularly used: “You would be in danger of losing all the sense of nuance, and that is a large part of what this kind of music is about. It is, and ought to be, a totally different experience to listening to rock music, and that could actually be part of its appeal. We should not be forced to try to turn it into something it isn’t.”
While Lloyd Webber agrees with Harvey that many people are not at home in the concert hall, he puts this down to failures in musical education. “Classical music does have a bit of a lost generation of forty-somethings who were just not introduced to music in school so do not think it is part of their world,” he said.
A potential template for the future was seen in Dorset last month. Billed as the UK’s first classical music festival, thousands of fans descended on a site outside the village of Kimmeridge to dance, drink and celebrate their favourite soprano. Visitors described scenes at the Serenata festival as being more reminiscent of a rock festival. Organisers said they wanted a more diverse audience, comparable with the folk-tinged Green Man festival in south Wales.

Read More

Let Sound be Your Teacher

جمعه ۲۶ شهریور ۱۳۸۹
/ / /

این جمله رو تو ابتدای سایت BYOB (به معنی Bring Your Own Battery) میبینید که بنظرم جمله زیبایی هست و همانطور که قبلا گفتم درک Audio یک چیز Subjective هست و تا خود شنونده دنبال شنیدن صدا نباشه هیچ کتاب و نوشته ای به تنهایی نمیتونه بهش کمکی بکنه.

آقای Charles Altmann از آلمان صاحب برند Altmann Micro Machines که درباره خودش چنین نوشته :

Altmann Micro Machines is a german company focusing on the deliberate application of technology with the intent to improve customer’s wellbeing through procreation of uplifting and joyful experience. Specialty audio products and developments with a number of applied patents include the Altmann Superlative 24 bit / 96 kHz Digital to Analog Converter, The AMM – UPCI – Ultra Precision Clock Injector , the AMM JISCO – Jitter Scrambling Decorrelator ? the Altmann SPLIF – Split Feedback – Amplifier Topology , The Altmann Tube-o-Lator lacquer – a coating that makes semiconductors sound tube-like, the Altmann Do-it-Yourself Tonearm, The Altmann BYOB -Bring Your Own Battery- high performance vibrationally optimized audio amplifier and the Altmann Attraction DAC, a new and unique DA converter that can play up to 192kHz audio without oversampling and features extensive jitter filtering with dual VCXO precision PLL, switchable JISCO function, tube-o-lator-treated R2R converter, high-precision I/V conversion, and high power output and a vibrationally optimized desging employing a musical spruce sound-board. The Altmann Attraction DAC is the first DAC worldwide that can play fast sampled audio with zero-oversampling, sample by sample with unrivalled acoustic performance. Altmann Micro Machines was founded in 1994 by Dipl Ing. Charles Altmann.

Other Altmann Sites:

www.jitter.de

www.altmann.haan.de

www.amm.haan.de

ساخته های دست این شخص قیمت خیلی پایینی دارند و میتونه مورد استفاده کسانی باشه که هم صدای خوبی میخواهند و هم هزینه براشون خیلی مهم هست.

سایت زیر رو ببینید که این شخص ساخته هاش رو گذاشته :

http://www.mother-of-tone.com/

فکر کنم این برند رو دوست خوبمون به نام heaven (من اسم دیگری از ایشون ندارم و با همین اسم ایشون کامنت میگذارند) معرفی کردند و من ازشون تشکر میکنم.

دوباره برمیگردم ، الان باید برم …

خب ، این آدم در ابتدای سایتش توضیحی داده که گفته اجازه بدید بجای پذیرفتن هر ایده ای ما ببینیم “تجربه به ما چی میگه” The experiment decides که بنظر من این جمله بسیار بسیار درست و مهم هست.

این نوع نگرش باعث میشه ما از فضای مورونی حاکم بر های فای که بیشتر ساخته پرداخته مجلات و فروشندگان هست دور بشیم و بجای بحث های احمقانه رایج X بهتر از Y هست و … ببینیم تجربه شنیداری چه چیزی رو به ما میگه. اتفاقا رومی هم روی این مساله تاکید زیادی داره و خیلی از نوشته ها و گفته های فضای های فای رو احمقانه میدونه.

آقای Charles Altmann در ابتدای نوشته هاش تاکید میکنه بهتره قبل از آشنا شدن با من اون ایده های قبلی رو که از جاهای دیگه به گوشتون رسیده و مبتنی بر تجربه شنیداری نبوده فراموش کنید، متن زیر رو دقیق بخونید :

Messages and Distortion
Imagine You would govern a large country with millions of people living there.
Then, not only a code of conduct or laws are needed for this country to work, but also messages.
A simple message would be: “It is good to be able to defend our country” or “wash your hands when leaving the bathroom”.
Why do you need messages? Well, messages are a tool to make your people stop thinking on their own and start functioning automatically in the way you intend.
If you – the governor of the country – think, that many people living in your country are somewhat stupid, then you would more likely rely on very simple messages.
For example: “It’s good for the economy and for the wealth of all of us to consume goods” or “Smoking cigarettes is bad for your health” .
And bang, your people are in trouble. This is a contradiction: Its good to consume but its bad to smoke. Distortion is what happens, when two messages are in conflict.
So a third message is needed, an exception, in order to resolve that conflict: “Its good to consume a product but its bad, when the product is a cigarette since it is able to cause illness”
When the message stops working, an exception is needed. Unfortunately life can be complex so a variety of exceptions are formulated:
“Buy a microwave but don’t put your pet in there”
“Enjoy your coffe, but caution, its extremely hot”
“Its great to have a 400hp sportscar, but beware of curves”
“Burgers are bad and salad is good, but salad with fried chicken is bad, it can have more fat than the burger”
“You must have that louder exhaust, but use it on the racetrack only”
Since You are not really the governor of the country (call me if you are), lets change the focus now. You live in the country and are bombarded with messages. The messages have been formulated in order to put you into a sleep-state and make you a functioning consuming entity with the illusion of individuality.
Since no message can work for all given aspects of life, you can indeed call them distortions, or in other words:
Distortion happens, when a simple message fails to fit into your view of the experience – you putting your pet in the microwave and being unsatisfied with the end result . That is Distortion.
Any message can only work for a limited view, and therefore I suggest the following practice:
a) try to identify the messages that reach you from the media (news, ads) and other persons.
b) find the messages that are triggered in your mind by any situation.
c) forget them all, its time to wake up.

Messages in Audio
There are many messages in the audio field. And many of them unquestioned, like the stuff you have put so much effort into learning in school or university.
These messages have been forwarded by the audio media, manufacturers and individuals.
Let’s take a brief look at the message salad:
“It must have flat frequency response”
“The harmonic distortion must be as low as possible”
1000 Watts is better than 100 Watts is better than 50W is better than 10W is better than 3 Watts
“The step response of the speaker don’t look good on the diagram”
The cone must be made of a stiff material
“SACD is better than DVD-A is better than CD, but Vinyl is best ”
Those messages have put you to sleep, so that you can simply sleep-walk into the next store and buy the stuff with the largest numbers: “I’m going to spend 10.000 bucks and I want 1000 Watts, 100 pounds, most zero’s on the distortion figure and the damn-highest sampling frequency you stock, sucker ! ”
You have already done that and it didn’t work out soundwise? You have followed all of the currently popular audio messages, and what you get is: Distortion.
Well, what do You think why You finally stranded here ?
So before continuing with this funny BYOB site, please forget all messages, at least those audio messages, so you don’t have to ask yourself (or me) boring questions concerning frequency-plots (yes, its flat) etc. (However, I am always thankful for interesting questions or remarks.)
But, as this site also contains messages – what else -, I would like to stress the point, that I don’t want you to unconditionally believe my stuff, I just want you to contemplate about it unprejudiced and awake.
The experiment decides

مطالب جالب دیگری هم خصوصا در مورد لرزش تو سایت ایشون هست :

http://www.mother-of-tone.com/listen.htm

http://www.mother-of-tone.com/vibration.htm

http://www.mother-of-tone.com/mother.htm

http://www.mother-of-tone.com/lacquer.htm

http://www.mother-of-tone.com/current.htm (این لینک خیلی جالب در مورد برق سیستم گفته حتما بخونیدش)

تو آخرین لینک بالا در مورد Power Supply اینطور میگه :

What makes a high-quality audio amplifier expensive ? It is the power supply

قبلا هم گقتم Solidstate های خوب مثل ASR و Vitus همشون تو طراحی Power Supply با بقیه فرق دارند. این آقا استفاده از باتری رو پیشنهاد میکنه کاری که ASR انجام داده و میدونید چقدر هم رومی روی مساله برق وقت گذاشته.

این آدم یک آمپلی فایر ساخته (شکل بالا رو ببینید) که با برق باطری اتوموبیل کار میکنه و 10 وات به 8 اهم میده که نیاز به بلندگوی با حساسیت بالا داره و کل قیمت درخواستیش 950 یورو هست.

دو مطلب هم در مورد فرمت دیجیتال نوشته که خیلی جالبه :

http://www.mother-of-tone.com/cd.htm
http://www.mother-of-tone.com/timeband.htm

http://www.jitter.de/

حتما حتما دو لینک بالا رو بخونید. برخی شرکتها مثل EMM Labs بیشتر روی پاسخ پله تاکید دارند و برخی روی پاسخ فرکانس که این ادم میگه اگر رفتید به سمت بهتر کردن پاسخ فرکانس باید پاسخ پله رو هم بهینه نگه دارید.

و این آقا یک DAC خیلی خوب با قیمت 950 یورو ساخته که تو شکل زیر میبینیدش :

و اینکه ایشون فونو استیج هم ساختند.

ببینید در مورد ساخت بلندگو و انتخاب درایور چه حرف های جالبی زدند :

About Speaker Drivers

As I stated in earlier chapters, a good sound will be always present, when distortion mechanisms are absent.

The same holds true for speakers.

Unfortunately I have the feeling, that today’s designers of speaker drivers seem to have absolutely no idea, what they are doing.

In the early days, a speaker manufacturer or designer listened to his products and if it did not sound good, it was certainly regarded as wrong. Today they rely on measurements in anechoic chambers and many of them respect their own listening less than their futile measurements.

Also the technical specification of speaker drivers gives you lots of useless numbers, but not any information of the most important construction features.

In fact, there are only two real distortion mechanisms concerning speakers, but you will not be able to find any contemporary speaker driver, which is designed in order to avoid those simple distortion mechanisms (there are very rare exceptions).

1) Wrong materials

The speaker cone and coil-former material is much more important to the sound than the geometry and basket of the speaker. The Mother-of-Tone material for cones and coil formers is PAPER.

It is nothing short of ridiculous to make a speaker with an aluminium or titanium, polypropylene or ceramic cone. It doesn’t work. Well, some think it does 😉

The only thing unsuited cone materials can do is to nerve you. Speakers that employ those unsuited materials must have very complex crossover networks in order to keep you from continued vomiting.

Note: On HF compression drivers, aluminium and titanium diaphragms can still sound good, when the horn is made of a decent material, as sound is reflected inside the horn many times and adapts the vibrational character of the horn-material -> see Mother-of-Tone chapter.

You are still able to get speaker drivers with non-plasticized paper cones, but most of them will have a voice-coil made of aluminium or plastic (i.e. Kapton). Aluminium and Kapton are very good for heat dissipation and you can make cheap hi-wattage speakers with those materials, but what’s the need of hi-wattage, if you can’t bear to listen to the shit?

Above is a view inside a aluminium voice-coil former of a otherwise excellent speaker construction. Although capable of high power dissipation, a speaker employing an aluminium voice-coil former will always sound like sheet metal, which can be useful if you will be using it exclusively for steel-guitar 😉

See above a Kapton voice coil former. Better than aluminium, but never natural sounding. Actually it sounds as it looks… like plastic.

A Nomex voice-coil former (above) yields a high level of sound quality plus a much higher heat dissipation compared to paper. For many speaker applications Nomex is the ideal voice-coil matierial (especially for bass or mid drivers). Unfortunately it is rarely used today (except for some famous Celestion guitar speakers).

When it comes to highest sound quality (and lowest power dissipation) paper is the way to go. See below the cone and voice-coil former of a perfectly constructed 1950’s radio speaker.

Other speaker drivers that still employ paper cones AND paper voice-coil formers are Lowther (beware of hi-ferric ;-), Fostex FE series and some cheap chinese speakers (see below).

The drivers above feature small paper-voice-coils, paper cones, re-fitted foam surrounds, spruce-phase-plugs, small magnet and small power-dissipation. As they have no distortion-mechanism, they are used without crossover. The paper HF driver at the top is fed through a capacitor.

2) Cavities

The second distortion mechanism for speaker drivers is the presence of cavities.

Cavities create resonances and can totally mess up the performance of otherwise decently made speaker drivers.

See the below illustration of cavities (blue) that can be found in a contemporary speaker:

The very majority of today’s speakers use ferrite magnets that leave a relatively large hollow space between the pole piece and the magnet. As each enclosure or cavity has resonant modes, a cavity behind the voice coil (in the magnet structure) will create a distortion. The character of this distortion is a trashy peaky metal sound. This distortion speaks through the voice-coil and is easily identified, as it results in peaks in the frequency response.

Drivers using Alnico and Neodynium magnets typically have no or very small cavities in the magnet structure -> see below a positive example of how a magnet structure should look:

There’s another cavity in front of the voice-coil between the pole-piece and the dust-cap. This is also an enclosure which will generate a resonance frequency peak in the speaker response. It will also prevent accurate signal reproduction of the speaker. The character of this distortion depends largely on the size of the dustcap (the smaller the better) and the voice-coil-former material. A dustcap will in any case fuzz the sound. It will prevent a otherwise focused clean sound production.

If the cavities are so small that their resonance frequencies are above 20kHz, the problem is gone to a large degree. A phase plug (preferrably lacquered wood) is a simple and effective measure to eliminate the front cavity as shown below with a modified Fostex FE164.

If dust protection is needed, this can be accomplished with a sound-permeable material (i.e. textile gauze) as found still today i.e. on the Celestion Vintage 30 and Greenback guitar speakers (guess why).

So let’s summarize:

Any speaker that prevents cavities in front or behind the voice coil and employs paper for the cone AND the voice-coil-former will sound good. ANY SPEAKER!

That was all.

Is it really so EASY to make a great sounding speaker? Yes

A perfect Speaker Driver

A perfect speaker driver employs a non-plasticized paper cone, and a paper or nomex voice-coil former. It uses any kind of magnet, provided that there is no cavity in the magnet structure.

A perfect speaker driver also has no dust-cap, but a phase plug (preferably made of wood), that fills the voice-coil cavity. If a dust-prevention is needed, a sound-permeable material should to be chosen in combination with a short phase plug.

See below, the corrected speaker construction, which avoids cavities:

The suspension and voice-coil diameter is chosen with respect to the desired frequency response.

A speaker as described above, is not necessarily expensive to manufacture, and it also needs no elaborate crossover network, as distortion-mechanisms have been avoided.

ایشون یک بلندگو هم ساختند به ادرس http://www.mother-of-tone.com/speakersystem.htm و به قیمت مناسب 2000 یورو که امکان ساخت توسط خریدار (DIY) هم فراهم هست.

این آدم ایده جالبی هم تو ساخت پنل آکوستیکی داره که بران خیلی تازگی داشت :

http://www.mother-of-tone.com/acoustic_panel.htm

این پنل ها حالت رفلکتور دارند (برخلاف همه که یا جاذبند و یا دیفیوزر!!!!!!) که از چوب ساخته میشوند.

دیگه نگید اکبری برند ارزون معرفی نمیکنه و بهتره برید سراغ فروشنده ها و ازشون بخواهید بجای وارد کردن برندهای بدصدا این برند ها رو وارد کنند 😉

یک خبر بی ربط بدم اونم اینکه Luxman چیزهای خوبی داره میسازه (البته نه به خوبی ویتوس و ASR) و من به کسانی که از آکوفیض خوششون میاد پیشنهاد میکنم سری به Luxman بزنند چون الان این برند ژاپنی چیزهای خوبی مثل M-800A ساخته که یاد اون آکوفیض قدیمی ها رو زنده میکنه.

Read More

فستیوال سالیانه European triode festival (ETF) Aarhus Triode Festival در دانمارک

پنجشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۸۹
/ / /
Comments Closed

این فستیوال هر ساله در اروپا برگزار میشه و در سه فستیوال اول شهر Aarhus در دانمارک میزبان میهمانان بود. از نگاه من دانمارک یه جورایی کشور اول تو زمینه های فای حساب میشه و نه تنها طراحان خوبی مثل ویتوس و پیتر (طراح آئودیونت) رو داره بلکه خیلی از بلندگوسازان مطرح دنیا بهترین درایورها رو از کمپانی های دانمارکی تهیه میکنند.

تو این فستیوال ها علاقه مندان به DIY لامپی شرکت میکنند و هم مقالات ارائه میشه و هم ساخته های دست اونها (چه بلندگو و چه آمپلی فایر) دمو میشه. البته هر کسی دعوت نمیشه و افراد خاصی امکان شرکت در این فستیوال رو دارند.

ویکی پدیا اینطور نوشته :

Since 2000 each year the “European Triode Festival” (ETF) has been held in various venues in Europe (the first three events were called “Aarhus Triode Festival” aka “ATF”. The ETF focuses on do-it-yourself audio valve amplifiers using triode vacuum tubes, and brings together some 100 high end vacuum tube audiophiles from all over the world (from as far away as Finland and New Zealand). At the Festival participants demonstrate their (all home-built) equipment (analogue/digital/amps/speakers/etc.) and discuss all aspects of high-end vacuum tube sound reproduction. It’s a private venture of audio lovers; commercial activities are not allowed.

For the first 3 years, the festival was organised by Kurt Steffensen and held in Aarhus, Denmark. During the next 3 years, Christian Rintelen and Wolfgang Braun organised the festival and held it in Langenargen, Germany. In 2006 and 2007 Guido Tent and Emile Sprenger organized the Festival in The Beukenhof, a former monastery in Biezenmortel, The Netherlands. In 2008 Guido teamed up with Arend-Jan Wijtzes and Rob Hubertse to organize the final Dutch edition and in 2009 the festival moved to Stella-Plage, France. During the 4 days of the Festival, several seminars, workshops, shootouts and musical performances are organised.

Previous seminar speakers have included people like Jean Hiraga, Morgan Jones, Lynn Olson, Per Lundahl (Lundahl Transformers), Brian Sowter (Sowter Transformers of England), Steve Bench, Guido Tent (Tentlabs), Allen Wright (VSE), Peter van Willenswaard of Stereophile magazine, Pieter Treurniet (Tribute Transformers) and John Broskie (GlassWare and Tube CAD Journal).

Previous workshops have included subjects such as power supplies (shunt/series/passive/regulated), the sound of distortion, noise and hum, speaker crossovers and digital jitter. Audio gear listening competitions are held for items such as phono stages, full range speakers, single-ended triode amplifiers and output transformers.

ETF’s have been reviewed in several magazines, including Revue du Son, MJ, TNT Audio, 6Moons and Prestige Audio Video.

A recurring item with each Festival is a Special Guest that is invited to join the Festival and hold a presentation about a high-end audio subject of their own choice.

رومی هم اینجا مطلبی نوشته ببینید :

I am not sure what it is, how it organized, who runs it and who participate it. My initial feeling that it was a bunch of the folks of DIY-audio-lever come together to drink bear and do not see own women for a weekend, sort of a Brokeback Euro-Mountain  but with tube rectification and fully regulated. Anyhow, I was not there, have no idea what level of sound they accomplish in there and what level of audio was generally presented at ETF2009. I suspect that sound was not too exiting in there – like at most of the show. It does not look that anyone speaks about the ETF sound but they have pictures. Well, it is what it is – audio it becomes a pornographic discipline, not only pornographic with detail description of what camera was used, what was the lens was used and how it was shot.

اشخاصی مانند :

Jean Hiraga, Morgan Jones, Lynn Olson, Per Lundahl (Lundahl Transformers),

Brian Sowther (Sowther Transformers), Steve Bench, Guido Tent (Tentlabs),

Allen Wright (VSE), Peter van Willenswaard (Stereophile),

Pieter Treurniet (Tribute Transformers),

Tim de Paravicini (EAR/YOSHINO) and John Boskie (TubeCAD)

تو این سمینار ها حضور دارند.

من سعی میکنم تک تک این افراد رو معرفی کنم و مقالات جالبی رو که نوشتند براتون تو سایت بیارم اما تا اون موقع بهتره خودتون اسم این افراد رو سرچ کنید و دنبال مطالب سایت اونها رو بگیرید.

لینک های زیر رو هم ببینید، بیم اونها لینک هایی هست که مطالب مفیدی در مورد ساخت دستگاه داره :

http://www.triodefestival.net/index.php?page=etf-2010-photos

http://www.triodefestival.net/index.php?page=more-on-etf

http://www.tubecad.com/2005/December/blog0055.htm

http://greygum.net/sbench/sbench101/

http://www.nutshellhifi.com/library/europe3.html

http://www.dhtrob.com/index_en.shtml

http://www.tnt-audio.com/shows/etf04_e.html

http://www.timebanditaudio.com/ETF08/etf2008.html

http://www.6moons.com/industryfeatures/triode/triode.html

http://www.holgerbarske.com/etf09/album/hb/index.html

http://www.holgerbarske.com/pics/album/ETF%2008%20-%20Impressionen/index.html

http://www.holgerbarske.com/etf09/album/cg/index.html

http://www.audiohagel.dk/index/categories.php?cat_id=28&sessionid=e24e8c7b73c7baadd19e76bc94223889

http://www.timebanditaudio.com/ETF2009/etf2009.html

http://www.german-vintage-loudspeakers.com/navid.670/impressions-of-the-european-triode-festival-2008-3.htm

http://www.6moons.com/industryfeatures/etf06/etf.html

http://www.6moons.com/industryfeatures/etf2010/1.html

http://www.thomas-schick.com/ETF06.htm

آخر هفته خوش بگذره

Read More

با Jean Hiraga بیشتر آشنا شویم

شنبه ۲۰ شهریور ۱۳۸۹
/ / /
Comments Closed

آقای Jean Hiraga یکی از کسانی است که من لازم دیدم در موردشون بنویسم. اولین دلیلش این بود که ایشون یک مقاله خیلی جالب در مورد آمپلی فایر نوشته اند به آدرس زیر:

http://www.tcaas.btinternet.co.uk/hiraga1.htm

زندگی نامه این آدم رو آوردم بخونید :

Born in Paris in 1943 from a french mother and a japanese father, Jean Hiraga shown early a considerable interested for complementary domains of audio and electro-acoustic fields.

In 1965, he moved from France to Japan, where he was one of the most influent spécialists who promoted, from 1969, sound and musical qualities of tubes, specially directly heated version such as 45, 2A3, WE300B, 4300B, 211, 845, 6C33C.

In 1968, he started to contribute for french Revue du Son and, later, in Nouvelle Revue du Son, as special correspondant in Japan. He published in these magazines several articles that had considerable impact in hi-fi world, such as :

“Amplifiers, harmonic distortion analysis” (dec. 1975) ;

“Can we hear audio connecting wires” (oct. 1976, translated in august 1977 in british HiFi News & RR review).

In 1977, Jean Hiraga, one of the pioneers of audiophile philosophy, founded and started to take in charge, a chief editor, L’Audiophile, a magazine dedicated to this new high end audio world. He largely contributed in this magazine with the publication a many articles demonstrating, from 1977, importance and influence on sound quality of passive components (capacitors, resistors, volume controls, selector switches, soldering, influence of analog turntable mats on sound quality, while showing strong interest for high quality, high efficiency loudspeakers.

In 1986, he received from the british audio review HiFi News the “1986 HiFi annual Award” for his important contribution in audio field.

Jean Hiraga invested a considerable time to tune up many audio circuits for private use. Some of them have been designed for the account of La Maison de l’Audiophile and Lectron companies and were on the international market between 1978 and 1982, such as :

– Le Prépré (head preamplifier for MC phono cartridge) ;

– Hiraga Classe A 20 W, pure classe A solid state power amplifier ;

– “Minimum”, a solid state, battery operated ultra-compact phono preamplifier ;

– JH 30, JH 50, JH 60, JH 80, a series of hybrid power amplifiers, added later by PA50 line preamplifier. This last line of products, added by several improvements, is partly on the actual market through Jean Maurer company in Switzerland.

Jean Hiraga was the author of several books such as :

– Les Haut-parleurs, (Loudspeakers, 1980, three times re-edited, 5 times reprinted) ;

– Initiation aux amplis à tubes (1980, Audio tubes amplifiers initiation, four times re-edited + one edition translated in swedis ” Rörforstärkare”, 1986).

In 1982, Jean Hiraga moved back to Paris. In 1983, he was asked him to take in charge Nouvelle Revue du Son as chief editor, this until early 2007, giving to him the opportunity to test, analyse and listen several thousand of international audio products during more than 25 years.

لینک های زیر بنظر مفیدند:

http://www.tcaas.btinternet.co.uk/

http://www.tcaas.btinternet.co.uk/index-3.htm

http://www.tcaas.btinternet.co.uk/hiraga.htm

http://twogoodears.blogspot.com/2009/12/ears-and-hearing-some-jean-hiragas.html

http://www.nutshellhifi.com/library/europe3.html

http://www.6moons.com/audioreviews/auditorium23/23_2.html

http://www.6moons.com/industryfeatures/hiraga/hiraga.html

http://diyaudioprojects.com/Solid/Jean-Hiraga-Le-Monstre/

http://diyaudioprojects.com/Solid/Jean-Hiraga-Class-A-Amplifier/

http://www.tubecad.com/2005/December/blog0055.htm

این آقا هم با لامپ کار کرده و هم با ترانزیستور و هم به Power Supply باتری توجه داشته و تو فستیوالهای ترایود اروپا هم سخنرانی میکرده و روی نوع دیستورشن ها هم مطالعاتی داشته.

بحث منبع تغذیه برای ترانزیستور خیلی مهم هست و برخی از کمپانی ها کلا رفتند به سمت باتری چون گرفتن پاسخ خوب با قیمت های پایین کمی با این ترانس ها و خازن ها مشکل هست.

چند روز دیگه در مورد دو برند http://www.mother-of-tone.com/ و http://www.redesignsaudio.com/ خواهم نوشت.

خوش بگذره

Read More

سرعت تغییرات برای بهترین پاسخ

شنبه ۲۰ شهریور ۱۳۸۹
/ / /

یک سوال طرح میکنم، اونم اینکه فرض کنید پیاده یا با ماشین قراره مسیری رو طی کنید، آیا میدونید با چه سرعتی باید حرکت کنید تا در کمترین زمان ممکن به مقصد برسید؟

جواب این سوال رو اگر از یک ناظر بیرونی بپرسید به شما میگه برای کمترین زمان باید از بیشترین سرعت ممکن استفاده کنید. این ناظر بیرونی حرف درستی میزنه چون زمان رسیدن برابر هست با مسافت تقسیم بر سرعت حرکت شما.

اما من فکر میکنم از دید اون کسی که این مسافت رو طی میکنه این پاسخ پاسخ درستی نیست. البته منظور من وارد شدن به بحث فیزیک نسبیت انیشتین نیست و فقط میخوام اشاره ای داشته باشم به مساله ناظرها و تقابل اونا با پدیده ها.

من مسیری رو بین دو نقطه پیاده حرکت میکنم، به من ثابت شده اگر از سرعت مشخص V سرعت کمتری داشته باشم بنظرم کمی دیرتر میرسم به مقصد و همینطور اگر سرعتم از سرعت V بیشتر باشه هم احساس میکنم مسیر کمی طولانی شده.

از دید ناظر بیرونی وقتی من با حداکثر سرعت (بیشتر از V) حرکت میکنم زودتر به مقصد میرسم اما از دید من وقتی با سرعت V حرکت میکنم زودتر از حالت های قبل به مقصد میرسم.

میدونید چرا؟

دلیلش اینه ما همیشه وقتی در حال ایجاد تغییری هستیم فراموش میکنیم هر تغییری یک فیدبکی روی خود ما داره و نتیجه نهایی حاصل کل این بازخوردهاست.

وقتی من با سرعتی کمتر از V حرکت میکنم انگار ذهن من از عدم همگامی من با سرعت V پالس هایی میده که باعث شه من فکر کنم مسیر طولانی شده و حتی وقتی با سرعت بیشتر از V حرکت میکنم هم یک هیجان و پالسی به من القاء میشه که اون فیدبک باعث میشه من احساس کنم چرا مسیر تموم نمیشه.

شاید مثال من خیلی خوب بیان نشه اما من معتقدم خود شما میتونید مثال های بهتری رو برای خودتون پیدا کنید که باور کنید بهترین سرعت برای تغییرات تابع به حداکثر رسوندن سرعت تغییرات نیست.

من احساس میکنم هر تغییری در بیرون نیاز به هماهنگی با ضرب آهنگی در درون ما داره و اگر سرعت اون تغییرات با Clock درونی ما سینکرون نشه سرعت تغییرات ااز وضعیت بهینه فاصله میگیره.

یک مثال دیگه سورس خریدن هست، خود من وقتی از شهر کتاب یکی یکی سی دی صوتی میخرم و بعد از گوش دادن هر کدوم میرم سراغ بعدی خیلی احساس بهتری دارم تا اینکه یک دفعه چند کیلو سی دی سفارش میدم و میارمشون خونه.

این موضوع جای فکر بیشتری داره و اگر بخوام یک دورنمای کلی داشته باشم میتونم بگم هر تغییری یک سرعت اپتیمم برای هر شخص داره و بیشتر و کمتر از اون سرعت وضعیت تعادل رو به هم میزنه.

دنیای ما برخلاف این ایده به ما تابع ماگزیمم رو پیشنهاد میکنه ولی من اینطور فکر نمیکنم و حالت بهینه رو حالت ماگزیمم نمیدونم.

در مورد های فای بازی هم میتونید به این موضوع فکر کنید و ببینید آیا ساعت داخلی های فای بازی شما با وقت و انرژی ای که میگذارید همخوانی داره یا نه.

ما که Clock های فای مون از کار افتاد اما کسانی که هنوز کلاکشون میزنه میتونند به این موضوع بیشتر فکر کنند 😉 .

من تو مطلب های فای در یک نگاه به اهمیت خود شنونده اشاره داشتم و الان هم تاکید میکنم پاسخ بهینه تابع خود شنونده هم هست و تنها تابع شاخص های بیرونی نیست.

امانوئل اکبری تو کتاب فلسفه گفته :

درک ریشه هر لذتی به شناخت ما از خودمون و Clock داخلی مون بر میگرده در تقابل با شاخص های بیرون و  وضعیت بهینه به حداکثر رسوندن شاخص های بیرونی نیست.

بی ربط به بحث بالا:

در مورد بلندگوهای سازگار با اتاق های معمول بیشتر بدانیم:

An Interview with Duke LeJeune of AudioKinesis

Audio Kinesis

Read More

روز بلاگستان فارسی

چهارشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۹
/ / /
Comments Closed

به دعوت بلاگ نوشت گفتم چیزی هم من بنویسم در مورد روز بلاگستان ، البته امروز 16 شهریور نیست و من یک روز دیر دارم مینویسم اما مهم نیست.

من خیلی تو این فضای وبلاگ های فارسی نبودم و فقط مطالب دوستان دانشگاهیم مثل جادی رو دنبال میکردم اما تا اونجایی که من خبر دارم خیلی ما وبلاگ تخصصی فارسی تو زمینه های مختلف نداشتیم.

خودم هم نفهمیدم چی شد وبلاگ نویسی روشروع کردم اما خوشبختانه هنوز ادامه اش دادم و مطالب زیادی هنوز برای نوشتن دارم، فکر میکنم نوشتن باعث شد بیشتر به موضوعات فکر کنم و نتیجه همه تست ها و برداشت هام رو یک جا جمع کنم.

به هر حال امیدوارم بلاگستان فارسی روزهای خوبی رو تجربه کنه.

Read More

آلبوم دود عود

سه شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۸۹
/ / /
Comments Closed

آلبوم دود عود رو بخاطر سنتورنوازی یکی از شاگردان استاد مشکاتیان و یک تصنیف زیبا با شعر مولانا دوست دارم. من فقط از رومی های فای خوشم نمیاد بلکه از اشعار مولانا رومی هم خوشم میاد ، بنظر میرسه همه رومی ها کارشون درسته.

دود عود رو بشنوید و من به شما قول میدم تا هزار سال دیگه هم کسی نخواهد اومد که اون حسی که در یک شعر عرفانی هست رو بتونه مثل شجریان منتقل کنه.

این شعر مولانا رو شجریان در همین آلبوم میخونه :

ای یوسف خوش نام ما خوش می روی بر بام ما
ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما

ای نور ما  ای سور ما  ای دولت منصور ما
جوشی بنه در شور ما  تا می شود انگور ما

ای دلبر و مقصود  ما  ای قبله و معبود ما
آتش زدی در عود ما  نظاره کن در دود ما

ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما
پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما

در گل بمانده پای دل جان می دهم چه جای دل
وز آتش سودای دل ای وای دل ای وای ما

Read More

های های برای های فای

یکشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۹
/ / /

خبر اول اینکه یکی از فروشندگان خیلی قدیمی و درست حسابی های فای درش تخته شد اونم بخاطر نداشتن گردش مالی :

Sound By Singer , one of the most prestigious and old Hi Fi  stores in U.S  is bankrupt and about to close. This is  very alarming notice to high end audio. This business is doomed . Sad news!!

کمپانی Hovland یکی از کمپانی هایی که خیلی مورد توجه من بود هم درش تخته شد و واقعا حیف شد که این کمپانی بسته شد اما کمپانی های بدصدای زیادی الان مشغول فعالیت هستند.

کلا از وقتی من بیخیال های فای شدم نمیدونم چرا در همه داره تخته میشه 😉

خب بنظر من الان دیگه باید جنگ جهانی سوم شروع بشه تا جهان بعد مدتی بعد از جنگ وضعیت بهتری رو تجربه کنه.

خبر بعدی اینجا رو ببینید که  لینکش رو مایک گذاشت من دیدم :

http://www.stereomecmuasi.com/cihazlar/sayi24/marten_momento1_english.htm

خبر دیگه که خبر جدیدی هم نیست ورود آمپلی فایر KR به ایران هست که کاش جای اون برند Lamm میومد، البته یک وقت فکر نکنید میخوام تبلیغ منفی کنم چون KR برند بدی نیست، من تنها نظر واقعیم رو بیان میکنم و قصد ندارم بزنم تو سر بازار فروش این برند، چیزی که هست اینه که من فکر میکنم KR میتونه صدای معقولی بده اما نه با بلندگویی مثل منگر که درایوش کار راحتی نیست. منگر رو فقط ASR میاره سر حال و KR باید با بلندگوی سازگارش جمع بشه ، البته KR مدل های بالای 100 وات هم داره اما از من میشنوید لامپ با توان بالا خیلی فرقی با ترانزیستور نمیکنه و باید رفت سراغ سینگل های کم وات با بلندگوهای با حساسیت بالا.

KR یک حسن داره اونم اینه که لامپ هاشو خودش میسازه و مشتری گرفتار پیدا کردن لامپ nos نمیشه اما صداش تا اونجایی که من میدونم تو حد و اندازه های Audio Note و Lamm نیست. اینجا رو ببینید :

http://www.euphonia-audioforum.se/forums/index.php?showtopic=7570

به مهندس میگفتم من آرزو به دلم موند یکی تو ایران یک برندی بیاره که برام جالب باشه  و آدم احساس کنه یک کار تحقیقاتی درستی پشت اون انتخاب صورت گرفته.

خبر آخر رو بهتره ندونید چون هنوز خودم تصمیم ام قطعی نشده و در اولین فرصت اگر OK شد بهتون خبر میدم 😉

مولانا میگه :

بجز با روی خوبت عشقبازی   حرام است و حرام است و حرام است

Read More

ESP Loudspeakers Concert Grand SI in Iran

دوشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۹
/ / /
Comments Closed

آدرس سایت :

http://www.esploudspeakersna.com/welcome/index.html

There are only two legitimate references in audio:  live music and well-recorded master tapes.

What live music AND good master tapes have in common is very different from most “hi-fi” systems:  excellent resolution without tipped-up highs; tight and deep low frequencies without artificial slam or boom; transparency without thinness; rhythm and pace without artificial crispness; and most importantly, emotional involvement without an urge to analyze the sound.

These things—the attributes of musicality—are exceedingly difficult to achieve, which is why truly great loudspeakers are so rare, and also why knowledgeable music lovers are so often looking for ways to “upgrade” their systems.

Technology should serve the music, rather than being and end in itself or a means to generate marketing hype.  Yet despite today’s incessant parade of technological “advances,” how many systems do not sound somehow artificial—electronic, timbrally unnatural, mechanical, tonally disjointed, thin, tipped-up, overly crisp, boomy, etc.?

The next time you hear an audio system or component, ask yourself:  Does it sound like music or like “hi-fi”?

Why ESP?

Do today’s mega-systems sound truly live to you, or do they sound merely “impressive” but somehow artificial? Do they make you want to sit and be enveloped in your favorite music for hours, or are they better suited to showing off short audiophile tracks to friends at a cocktail party? Can you listen on those systems without fatigue or boredom to an entire album, a complete symphony, or even an opera?

The best systems should attempt to hone in on the sound of live music. Hitting that musical bull’s-eye involves the extremely rare convergence of technology, experience, and art into inspired creations. Success comes from the design equivalent of centripetal, rather than centrifugal, force–driving toward the center of sonic realism rather than spinning away in a “space race” of space-age components and cabinet materials which lead to newer models, more marketing hype, and higher prices but which have very little to do with musical realism or emotional involvement. Among the thousands of speakers on the market, even among the dozens of extremely expensive speakers on the market, how many are truly great? Why are “newer and better” models released so often?

How is ESP Different?

ESP loudspeakers are designed and built by an enthusiastic music lover and frequent concertgoer who is also one of the world’s great speaker designers. That is why ESP speakers sound so extraordinarily close to live music and why they have been owned and by so many musically discerning reviewers and industry insiders.

ESP loudspeakers are hand-built and tested by the designer himself, working with a small team of master artisans. This allows us to go to perfectionist extremes that others do not; our design and build quality are absolutely without compromise.

ESP loudspeakers are often said by reviewers and industry insiders to surpass sonically the most expensive speakers in the world; yet while our parts costs and uncompromising build quality do indeed exceed those of speakers priced well above ours, our prices reflect a concern for value which is second only to our concern for absolutely unsurpassed musical realism.
ESP loudspeakers deliver unparalleled musical involvement. There is nothing “hi-fi” or artificial about our sound.  Our speakers are legendary for their timbral naturalness, seamlessness, dimensionality, dynamic ease, and presence, which lead to more involving, longer music sessions.
ESP loudspeakers are classics, with time-tested design, perfectionist build quality, non-intrusive furniture-grade looks, and sound quality so close to that of live music that they will allow you to get off the upgrade merry-go-round once and for all.

What kind of music?

We believe that recordings of acoustic music are better than recordings of amplified music, and that recordings of texturally complex music are better than recordings of texturally simple music, for judging music reproduction components.  This is not because of any inherent superiority of acoustic or texturally complex music over amplified or texturally simple music, but because acoustic music contains fewer layers between the instruments’ original timbres and what is heard by the listener, making it easier both to discern subtle differences in the way different components reproduce those timbres and to compare the reproduced sound of instruments to their sound in live settings; and texturally complex music requires components to unravel denser textures without congestion and to reproduce wider dynamic, tonal, and spatial palettes.  Of course, for many people this is not relevant to subjective musical satisfaction, and in any case, excellent recordings of texturally complex music are relatively difficult to come by, but we feel that that for comparing the quality of the best music reproduction components, and for those listeners who wish to get as close as possible to the sound of real instruments in a live setting, acoustic and texturally complex music are essential.

What we listen for?

While musical satisfaction is, of course, subjective, we believe that there are certain characteristics of truly great music reproduction components which separate them from the rest:

We expect to hear little or no artificial character to the sound, little to remind us that we are, after all, listening to electronic reproduction rather than live music.  It is a rare system indeed that does not immediately betray its electronic nature, however expensive the system may be and however well it may satisfy many audiophile criteria.  We want to hear a purity of timbre and a relaxed, unhyped clarity to the sound, making it sometimes possible to suspend disbelief and feel that we are listening to the real thing.  The greatest amplifiers and front end components are designed with the most optimally simple circuits to sound the least like electronics.  The greatest loudspeakers achieve the ideal convergence of extreme clarity and musicality.

We want to be able to listen for hours on end without the slightest fatigue, just as we can with live acoustic music.  Fatigue comes from an artificially tipped up and “alive” sound, which may impress upon a short audition but grows tiring after 30 minutes.  We expect to hear no upper midrange glare, a common cause of listener fatigue.

We also want to be able to listen at close to live concert sound levels without fear of dynamic limitations. The best components have an ease of presentation which allows the music to get louder and louder without hardening of the sound, distortion, or shrinking of any part of the soundstage.
We like to hear musicians with realistic size and body (three-dimensionality), neither two-dimensional, on the one hand, nor bloated, on the other. We also like to hear realistic image focus rather than surrealistically highlighted or unnaturally pinpointed imaging.
We expect to feel something akin to the palpable presence of live performers in our room; to feel a physicality to the sound; to feel our room and our bodies being energized. This comes from proper dimensionality and focus along with a low noise floor.
We want the tonality of the system to be both natural and seamless across the frequency spectrum, never sounding tipped-up in the highs, overfull in the bass, thin in the lower midrange, or shrill, nasal, metallic, or otherwise colored.
We want the high frequencies to extend naturally and easily, without the hyped detail which some listeners mistake for transparency.  Detail should be clearly audible, but in a relaxed and natural way within the total musical fabric, rather than in an attention-grabbing way in which the highs jump out from the rest of the frequency spectrum.
We want the low frequencies to be extended and tight, just like they sound in a good concert hall.  We do not want them to be overemphasized or bloated, even though unnaturally strong bass may be appealing in certain types of music.
Most importantly, we want the system to cause our toes to tap, our spines to tingle, goose bumps to appear, or tears to well up—all signs that we have transcended the reproduction components and become truly connected with the music.

Accuracy vs Musicality

It is often said that designers and purchasers of audio components must lean toward one or the other of the poles of accuracy and musicality. Adherents of the accuracy school want to hear everything that is on the master tape. They talk of a component’s detail and transparency, and use phrases like “on the warm side of neutral” or “slightly smoothing over detail” to describe components which fall into the musicality camp. Adherents of the musicality school want to simulate the sound of a live acoustic performance in a good hall. They talk of a component’s warmth, emotion, and ability to “communicate” the musical essence to the listener, and use terms like “analytical” or “cool” to describe components which fall into the accuracy camp.

Our belief is that a properly designed and configured system can be both highly accurate and musical at the same time, assuming well-recorded source material. Accuracy and musicality converge when a system sounds transparent without being hyped; when detail emerges clearly but in a relaxed, rather than spotlighted, fashion. This requires the right combination of electronics and speakers:

For electronics, absolute accuracy to the master tape should be the only goal, an achievable one if the component is designed with the simplest circuits allowable, with no unnecessary electronic embellishments. Source components as well as preamplifiers and amplifiers should be as pure and neutral as possible, without hype or haze. Their job is to pass through, with absolutely no editorializing, exactly what is on the recording. Anything else represents less than optimal design. Electronic components which are thought to be accurate yet analytical may indeed not be so accurate after all, having a tilted-up frequency response or adding electronic haze or other noise artifacts. Conversely, electronic components which are thought to be musical in the sense of slightly softening detail may indeed have too much in the signal path to let all the information through.

Speakers, on the other hand, are electromechanical transducers which inevitably add their own character to the sound in the process of converting electrical energy into acoustic energy. Speakers represent the sum of the designer’s technical and artistic abilities and his understanding of what live acoustic music in a good hall sounds like, which depends in part upon how frequently he listens to live music and what he listens for. Large differences among speaker brands should not be surprising, then, if we consider the multitude of ways in which the numerous complex variables in speaker design can be blended into finished products which attempt to recreate the sound of live music.

Our preference then, is for the most accurate electronics, that is, those with the most optimally simple, purest-sounding circuits, coupled with the most musical speakers, that is, those with the most real-sounding presence, dimensionality, tonal accuracy, and dynamic ease.

On Tweaks

In addition to the music reproduction equipment itself, several other factors are critical for realizing the best possible sound from your system: room acoustics, power delivery, component isolation, cables, and optimizing the source material. Room acoustics is the most important factor and is, along with optimizing the source material, independent of the given playback system. Tweaking the source material includes such activities as cleaning LP’s and cleaning, polishing, edge-bevelling, and demagnetizing CD’s. With regard to power conditioning, component isolation, and cables, on the other hand, we have found that while there are many competently designed and often quite expensive products which can make a positive difference, the contribution is generally not system-independent; positive effects in one system may be absent or overdone in another, or may result merely from counteracting tendencies elsewhere in the system (the infamous “tone control” effect). This is not meant to deny the effects of many tweak products, since most systems do benefit from some tweaking, and tweaking is both essential and fun; but just as the best electronic components employ the simplest and purest circuits, once the essentials of room and source are taken care of, and assuming that the electric power from the wall (hopefully dedicated power) is relatively noise-free, we have found that the best way to maintain the purity of the recorded signal is often to keep things relatively simple. Tweaks on top of tweaks can render the playback system so complex that its musical essence is obscured. Everything in the power or signal delivery system will add a characteristic sound to the system. Does it not make sense that the best-designed components will require the least “additives,” just as the freshest fish is best eaten raw and the best steaks are not masked by sauce?

Read More